تبليغاتX
نیکا کوچولو

نیکا کوچولو

تپل مامان و باباشی

سلام دوستای گل نیکا جون.

خیال میکردم فقط خودم هستم که تنیل شد امو اینجا رو بروز نکردم اما دیدم ای دل غافل انگاری همه درگیر بودن این مدت.

الان هم که نزدیک عید و همه به نوعی گرفتارن.پسر عموی نیکاارسلان کوچولو مریض الان یک هفته ست که بیمارستان بستریه.ما هم هیچ کدوم دل و دماغ انجام دادن کاری رو نداریم.چقدر جاش خالیه انشالله زود برگرده برای سلامتیش دعا میکنم.

نیکای عزیزم الان کنارم نشسته و داره کارتون نگاه میکنه.کارش شده فقط کارتون نگاه کردن ارسلان هم نیست باهاش بازی کنه.تو حرف زدن یکم پیشرفت کرده تازه 2 و گاهی 3کلمه رو جمله ایی ادا میکنه.

به زودی با عکساش برمیگردم.

مامان نیکا|چهارشنبه دهم اسفند 1390| 8:43

سلام به همه عزیزان.نمیدونم چرا این روزها حال و حوصله نوشتن ندارم.راستش مشغول انجام دادن یه کاری هستم که خیلی برام مهم و تقریبا همه ذهنم و درگیر خودش کرده.اگه بیام نت فقط برای انجام دادن این کاره.نیکا هم که اجازه نمیده ازش عکس بگیریم.حرف زدنش بهتر شده.منم باهاش کلمه کار میکنم یعنی مینویسم و اون میخونه.خیلی جالب وقتی تو ماشین هستیم کلمه هایی که اطرافش نوشته رو سعی میکنه بخونه.مثلا میگشایی چون گ داره میگه مامان گل.و پارچه های عزاداری که روش نوشته امام حسین رو نشونم میده و میگه حسن.خیلی خوشحالم که زود یاد میگیره.اما زبونش خیلی سنگین.و خیلی وقت ها که منظورش رو نمیفهمم گریه میکنه.عادت روی پا خوابیدن رو تقریبا ترک کرده و دیگه کنارم خوابش میبره بعد من میزارمش روی تخت.۱ماهی میشه که با غذا خوردن مشکل پیدا کرده خیلی کم میخوره یا اصلا نمیخوره.غذاش فقط شیر و پسته بود.یه ۲روزی میشه که بهتر شده.خدایا اشتهای این کوچولو رو باز کن که واقعا اعصابم بهم میریزه.الان هم سرما خورده.از صبح خودم رو فقط گول میزدم که سرفه نداره.اما الان خیلی زیاد شده.فردا هم جمعه است و دکتر نیست.دختر اروم من از اینکه گاهی حوصله ندارم و الکی بد اخلاقی میکنم ناراحتم من و ببخش عزیز دلم.یادت باشه که بیشتر ناراحتیم از اینه که نیم کیلو تو این مدت کم کردی.نمیدونم این دندون ها کی در میان که تو راحت بشی.نیکا دستم رو میگیره و رو لثه اش میکشه.تا یکم ماساژ میدم میگه خوب.یعنی خوب شده.یادت باشه تو عشق منی
مامان نیکا|جمعه هجدهم آذر 1390| 2:40

Design by KHanOomi